تبليغاتX

به تکرار غم نیما
امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم،

 خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم،

 بدرقه لازم ندارم،

خودم میرم عزیزترین،

 نذار بمونه زیر پا ،

قلبمو بردار از زمین،

 دوستت دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود،

 غافل از این که قلب من منتظر اشاره بود..

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل زاهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به همه دوستای خوبم همین طور که در پایین پستها نوشته شده من ابوالفضل هستم متولد63 و...دیگه همین. و یه توضیح در مورد نوشته هام باید بگم که از غم نوشتم و به تکرار غم نیما...

نوشته های پیشین
آبان 1388
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
4دوست خوب
به نام او که زندگی از او رنگ میگیرد
فقط منم و...
بچه های کلاس3/1
سمیرا
آقای مرادی عزیزم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب



منبع کدهای جاوا اسکریپت

دنیای اس ام اس جوک